بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
627
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
مرمكى و تخم خشخاش از هر يكى چهار جزو صبيال پخته و پاك كرده ده عشر حب تاتوره نصف مجموع جمله را كوفته و بيخته نيكو خلط كرده بعسل بسريشند بدستور نگاهدارد و شربتى دو مثقال بر ناشتا گويند قوت جوانى و سياهى موى نگاهدارد معجون سيماب از مخترعات مصنف اجزاى تركيب آن بگيرند سيماب ده درم سفوف مقوى پنج درم حنا و فلفل و زنجبيل از هر يكى دو درم كوفته و بيخته سيماب را بانها بكش و بعسل و ليمون معجون سازند شربتى مقدار نخودى برش عشا از مخترعات مصنف بغايت مفيد بود اجزاى تركيب آن بگيرند مصطگى و كندر و دارچينى از هر يكى دو مثقال فلفل مثقالى زعفران ربع جزوى افيون نيم درم جمله را كوفته و بيخته بعسل بسرشند سفوفات كبسى اين سفوف از مخترعات حكماى اهل هند است و كهن اتم خبث الحديدست چون اعظم اجزاى آن اين دواى خبث است بدان موسوم گشته اجزاى تركيب آن بگيرند خبث الحديد آن مقدار كه خواهند و در بيست مثقال كوفته و بيخته ضم كنند و باهم بسيار خلط نمايند انگاه در هريك مثقال و نيم مقدار يك كوش پاككن سر و رس ضم كنند و در هر ده مثقال يك مغز صبيال پخته و پاك كرده ضم كنند و بسيار با آن بكوبند و سحق كنند و جمله را باهم بهبيزند و نگاهدارند شربتى از ان دو دانگ بود تا نيم درم تا يك درم هر روز يك وقت يا به دو وقت مردم ضعيف مزاج را و بر سر طعام مردم محرور مزاج را و امّا صحى و مردم قوى مزاج را و مبرود آن را ناشتا انست بود و بوقت خواب هم نيكو آيد و بعد العادة بيشتر هم تواند خوردن و از دو درم زياده نشود و آن نيز به دو دفعه توان خوردن و پرهيز آن همچو پرهيز زربيخ بود رس دو نوع بود يكى را رس گويند و ديگرى را مهارس و سر و رس سه نوع بود صغير و وسط و كبر و جمله آن از مخترعات حكماى هند است اجزاى سرورس و تركيب آن بگيرند فلفل گردد زنجبيل از هر يكى دو مثقال پيش قوى مثقال فلفل دراز و بيخ هلرك كه آن را هنديان كپورى گويند و اطريفل صغير از هريك مثقال عاقرقرحا يك مثقال سه مثقال نوشادر عنبر محلول مثقال زيره و نانخواه از هر يكى ثلث مثقال جمله را باهم سحق نيكو كنند و بحل نمايند از لته سفت و نگاه دارند و بعضى گوگرد و زربيخ اجزاى سرورس وسط و تركيب آن بگيرند بچناك چوب دو مثقال و مشك و پوست